عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

279

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و آن مثل از « ضبّة بن أدّ « 73 » » است ؛ كه دو پسر او با شترى كه داشتند بيرون شدند ، و سعد برگشت ، و سعيد بازنگشت ، ضبّه هرگاه شخصى را مىديد مىگفت : « سعد هستى يا سعيد ؟ » ، و آن كلام از زبان او مثل شد ، آنگاه در اثنايى كه در ماه محرّم با حارث بن كعب راه مىپيمود ، به جايى رسيدند ؛ حارث گفت : « من در اينجا جوانى را ديدم ، او را كشتم ، و اين شمشير را از وى گرفتم » ؛ و قضا را آن شمشير سعيد بود ، گفت : « آن را به من بنما » شمشير را به او داد ، و در اين هنگام ضبّه گفت : « الحديث ذو شجون » ، و ضربتى بر حارث زد و او را كشت ، به او گفته شد : « آيا در ماه حرام مرتكب قتل مىشوى ؟ ! » گفت : « سبق السّيف العذل « 74 » » پس آن سخن سومش نيز مثل شد ، و دربارهء اوست كه فرزدق گفته است : [ از بحر طويل ] 797 فلا تأمننّ الحرب إنّ استعارها * كضبّة إذ قال الحديث شجون « 75 » ( و ديگر از سخنان پيامبر در تشبيه به گياه ) گفتار او ( ع ) است : « مثل المؤمن الّذى يقرأ القرآن مثل الأترجّة ريحها طيّب و طعمها طيّب و المؤمن الّذى لا يقرأ القرآن كالتّمرة طعمها طيّب و لا ريح لها ، و مثل المنافق الّذى يقرأ القرآن مثل الرّيحانة ريحها طيّب و لا طعم لها ، و المنافق الّذى لا يقرأ القرآن كالحنظلة ريحها كريه و طعمها خبيث » « 76 » . و بتحقيق يكى از شاعران محدث ، قومى را ستوده ، و آنها را بر قياس معناى سخن پيامبر ( ص ) به ترنج تشبيه كرده و گفته است : [ از بحر بسيط ]

--> ( 73 ) - الفاخر ، ص 59 ، ملاحظه شود . ( 74 ) - گفته مىشود : « آن مثل از خزيم بن نوفل الهمدانى است . ( مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 328 ) ( 75 ) - در نسخه اصل و مجمع الامثال ، ج 1 ، ص 198 ، و الفاخر ، ص 60 ، چنين است ، امّا در ديوان الفرزدق ، ص 333 « انّ اشتغارها » ضبط شده است . ( 76 ) - رياض الصالحين ، من كلام سيّد المرسلين ، ص 387 ، و فتح البارى ، ج 9 ، ص 456 ملاحظه شود .